بانک اشعار مهدوی
هر گونه نقل و برداشت از این وبلاگ آزاد است( سعیدی راد )1

طلیعه مشهود  
مستیم ولی مست می موعودیم
هستیم چنین و از ازل هم بودیم
ما را چو عدو مور شمارد غم نیست
ما وارث مُلک وَلَد داوودیم
از نسل خلیلیم و تبر در دستیم
ما بت شکنان معبد نمرودیم
ما منتظریم کعبه روشن گردد
دیری است پی اجازت معبودیم
تا یار دو دست خویش بر پرده زند
ما شاهد آن طلیعه مشهودیم
یا رب نکند چشم ز ما بردارد
گر یار ز ما دور شود نابودیم
آدینه ز تقویم همه حذف شده است
از بس همگی در پی بیع و سودیم
کشکول زهیر از دو بیتی خالی است
درویش غزلسرای خاک آلودیم

[ ۱۳٩٠/٥/٢٩ ] [ ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]

غروب جمعه  
غروب جمعه دلم بوی یار می گیرد
افق افق دل من  را غبار می گیرد
نه با زیارت یاسین دلم شود آرام
نه با دعای سماتم قرار می گیرد
نوای ندبه صبحم هنوز ورد لب است
که نغمه عشراتم به بار می گیرد
دل صنوبریم زین هوای مه آلود
نه از فراق که از انتظار می گیرد
قسم به عصر که خسران قرین انسان است
مگر هر آنکه دانش خود را به کار می گیرد
بدان که دلبر ما جان برای یاری خویش
در این دیار هزاران هزار می گیرد
به گوش منتظران گو که صبح نزدیک است
اگر چه شب ز رفیقان دمار می گیرد
جمال یار چو خورشید عالم افروز است
حجاب نفس تو را زان نگار می گیرد
تمام دلخوشیم یک نگاه کوچک اوست
ز چیست یار من از من کنار می گیرد
اگر که یار نخواهد به جلوه غم ببرد
دل زهیر چو شبهای تار می گیرد

[ ۱۳٩٠/٥/٢٩ ] [ ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]

یا ایهاالعزیز دلم مبتلایتان
دارد دوباره این دل تنگم هوایتان
از حال ما اگر که بپرسی ملال نیست
جز دوری شما و فراق صدایتان
من غصه ام گرفته برای غریبی ات
حالا شما بگو کمی از غصه هایتان
یک روز زیر پای شما خاک میشوم
من زاده میشوم که بمیرم برایتان
ناقابل است پیش کشم در برابرت
چشمم سرم دلم همه اقا فدایتان
با این همه که رنج کشیدی به خاطرم
کشتی مرا دوباره به اشک و دعایتان

[ ۱۳٩٠/٥/٢٩ ] [ ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]

حالت عرفانی به پیشگاه والای امام عصر «عج »

پلک  بر هم زدی و شهر چراغانی شد
ماه ، دیوانه ی آن حالت عرفانی شد

قل هوالله احد گفتی و همپای ِاذان
خاک ، آکنده از آن لهجه ی قرآنی شد

ماهی ِ عشق ، در آرامش اقیانوست
دل به امواج زد و صخره ی مرجانی شد

دکمه ی پیرهنت بین کتابم جا ماند
نخ به نخ شعر شد و مایه ی حیرانی شد

یوسف ، آزاد شد از چاه ِ حسادت  ، اما
گوشه ی دهکده ای گمشده زندانی شد

مومیایی شده در مصر، خدایی دیگر
دل ِ یعقوب همان گونه که می دانی شد

حال هر کلبه ی برفی ، لب ِ کوهستانت
رقت انگیز تر از خواب ِ زمستانی شد.

 

عرق ِ شرم ِ پدر ... آب و کمی نان بیات
مشقِ هر روزه ی هر طفل دبستانی شد

آه ِ برخاسته از دودکش ِ همسایه
در سر ِ پنجره ها مایه ی ویرانی شد

بادها متفق القول ، شهادت دادند
گل سرخ از شب هجران تو قربانی شد

پشت هم می شکند شاخه ی زیتون و انار
باغبان ! باز هوا ابری و طوفانی شد

باد با خود نَبَرد لانه ی زنبوران را ؟!
گل ِ من ! وعده ی دیدار تو طولانی شد

شهد چشمان تو ، یک روز عسل خواهد شد
گرچه کندو پر از آهنگ پریشانی شد

زندگی نامه ی آیینه پر از ابهام است
نور ، آشفته ی آن تابش پنهانی شد

هیچ کس از دل و جان درد تو را درک نکرد
گرچه شعبان شد و هر کوچه چراغانی شد

[ ۱۳٩٠/٥/٢٩ ] [ ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]

ازفکرگناه پاک بودن عشق است
ازهجرتوسینه چاک بودن عشق است
آن لحظه که راه می روی آقاجان
زیرقدم تو خاک بودن عشق

[ ۱۳٩٠/٥/٢٩ ] [ ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]

هرکس قدمی بهر خدا بر دارد
آینه ی سینه اش جلا بر دارد
من معتقدم یوسف زهرا آید
گر فاطمه دستی به دعا بر دارد

[ ۱۳٩٠/٥/٢٩ ] [ ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]

هم با سخن و اشاره گفتیم دورغ
هم با کمی استعاره گفتیم دورغ
تا آمدنت لحظه شماری داریم
شرمنده اگردوباره گفتیم دورغ

[ ۱۳٩٠/٥/٢٩ ] [ ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]

هم با سخن و اشاره گفتیم دورغ
هم با کمی استعاره گفتیم دورغ
تا آمدنت لحظه شماری داریم
شرمنده اگردوباره گفتیم دورغ

[ ۱۳٩٠/٥/٢٩ ] [ ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]

خوبست که ماه آسمانت باشی
پروانه بیقرار جانت باشی
ای شیعه مراقبت کن از اعمالت
تا زینت صاحب الزمانت باشی

[ ۱۳٩٠/٥/٢٩ ] [ ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]

آنانکه صفا موسم حج داشته اند
از برکت ثامن الحجج داشته اند
آنانکه امان ز فتنه پیدا کردند
توفیق دعا بهر فرج داشته اند

[ ۱۳٩٠/٥/٢٩ ] [ ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]

گر عفو کنی یا نکنی حق داری
گر نامه ام امضا نکنی حق داری
با این همه عصیان و خطاکاری ما
گر چهره هویدا نکنی حق داری

[ ۱۳٩٠/٥/٢٩ ] [ ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]

هر راه بجز راه تو کج خواهد شد
بی لطف تو آسمان فلج خواهد شد
ما منتظران اگر بخواهیم همه
امسال همان سال فرج خواهد شد

[ ۱۳٩٠/٥/٢٩ ] [ ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]

چه دیده ها که دوخته به در شده و نیامدی
چه عمرها ز دوری تو سر شده و نیامدی
چه روزها که تا به شب نام توبرده شد به لب
چه چشمها که از غم تو تر شده و نیامدی
شنیده بودم از کسی که با بهار می رسی
ببین که از بهار هم خبر شد و نیامدی
بیا ببین در این جهان امام خوب و مهربان
اسیر فتنه ی زمان بشر شد و نیامدی
تمام غصه ام همین شده که گویم این چنین
و امشبم بدون تو سحر شد و نیامدی
صبا به یار آشنا بگو که شاعر شما
ز دوری رخ تو خونجگر شد و نیامدی
از این زمانه خسته ام بیا که دلشکسته ام
به حق مادری که منتظر شد و نیامدی

[ ۱۳٩٠/٥/٢٩ ] [ ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]

دعا می کنم باز باران بیاید
بر آوار ِمن حس ِطوفان بیاید
دعا می کنم مثل هر شب نباشم
کسی سمت ِدل های ِلرزان بیاید
به یک تار مو بسته اوضاع گردون
که یک جمعه تکرار ِقرآن بیاید
سراب از نگاه ِتشیع بگیرد
به شب های ِخوابی پریشان بیاید
نسیمی پر از عطر ِکوثر زِخیبر
به چشمان ِخاموش ِکنعان بیاید
غم ِذوالفقار از نگاهش بریزد
به خونخواهی ِ نسل ِانسان بیاید
پر از بغض ِچاه از یتیمان بگوید
به دلداری ِیاس پنهان بیاید
وبر خالی ِسفره های ِدوباره
به نام ِبلندای ِاو نان بیاید
جنون می وزد بر من ای کاش باران
به لب خشکی ِاین بیابان بیاید
کبوتر،کبوتر جهان پر بگیرد
غریب،از غروب ِخراسان بیاید
دعا می کنم مرد ِخورشید پیکر
از آتشفشان های ِایران بیاید

[ ۱۳٩٠/٥/٢٩ ] [ ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]

صبح
دعایی است که هر روز می خوانی.
آمینی که مستجاب نمی شود این قوم شب زده را
که برای آمدنت لحظه شماری میکنند بدون آنکه دلیلش را در اعماق دلهایشان نفس بکشند.
تردید بین تو واینهمه روزمره گی، جاده های نبودنت را به درازا می کشد
تا خمیده قامتان طفلی انتظارشان را مویه کنند.

ظهر
زمین عطشان ِ لبهایی است که هنوز از پی سالها نور می تراوند وبه خورشید اقتدا کرده اند.
رودها هنوز جانب دستهایی هلهله می جوشند که لب تشنگی را وفاداری آموخت وبرادری را ادب.
آینه ها تکثیر می شوند در رویش روشن ِ تکه هایی که از بهشت ِ تن ِ آفتاب به ارث برده اند
وحنجره ها را داغی سه شعبه می سوزاند که بادهای سراسیمه عطر گیسویش سه ساله را کل می کشند تا مادران جهان تو را رود رود گریه سر دهند.

 

عصرها
هر سنگی را که برداری زمین بوی خون می گیرد
که زمان را فراموشی سم ِ اسبان وگلاب گیری لاله ها میسر نیست.
هنوز از پی سالها فریاد زنی به گوش می رسد که رسول خورشید است وکاروان سالار ِ شقایق ها
وسجاده ها،تلخی تبی را زمزمه می کنند که زنجیر بر زخمش خون گریست تا چله نشینی عشق از خم چهارم بتراود
هیچکس اسارت را تا این اندازه در وضو وعشق وستاره تکثیر نکرده
که آسمان با هر زبانی سجده کند دلتنگ است.
تا جهان زمانش را به وقت ظهور تو تنظیم کند.

 

غروب
تاریخ به جمعه نمی رسد که برگی از تقویم غائب است
سالهاست جمعه که نمی شود! غروب از فراز هیچ منظره ای زیبا نیست
وبادها عطر پیراهنی را تازه می کنند
که قصد آمدن ندارد
تا چشمهای کنعانی دنیا نیامدنت را سفید تر گریه کند وزوزه ی گرگها استخوانهای برادریمان را عمیق ر بلرزاند.
تا چشمهای جهانیان ندبه را به اشک بشوید وانتظار را به خون گریه کند.
و ماه پنج انگشتش را از روی حضورت بردارد
که بشر تشنه ی یک آینه توست.

 

شب ها
غروب بی تو آنقدر کش می آید که استخوانهای مظلومیتمان فریاد رس می طلبد در انتظار بانگ جرسی که از کعبه سر می دهی.
بیداری شبهای انتظارمان را عطر یاس سرشار می کند.
چه بهشت روشنی از گلوی ابرها می بارد
که بعد از دریا تنها تو می دانی ضریح بی نشانش را
مهتاب که بریزد نسیم شانه می زند پریشانی گیسویت را
که رستاخیز زمین نزدیک تر شود.
مرا به سیاهی شب ها چه کار
که هیچ ظلمتی ذره ای از قامت آفتابیت نخواهد کاست.
قسم به نام روشن خورشید وقتی که خیبر را به تحیر وا داشت
وبه فرق شق القمر شده ی عشق وقتی به فزت ربی متوسل شد
از راهی که تو در کوله داری باز نخواهم گشت
حتی اگر تمام جاده ها گام های مسافرت را فراموش کنند
که هر وقت تو به آینه بنگری صبح می شود.

[ ۱۳٩٠/٥/٢٩ ] [ ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]

مشهورترین دعای ما یا مهدیست
فرمانده و مقتدای ما یا مهدیست
اینجا همگی به نام او می‌گذرند
اسم شب کوچه‌های ما یا مهدیست  
                                 

[ ۱۳٩٠/٤/٢٥ ] [ ٩:٠۳ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]

یک منتقم از طواف حج می آید
با اسب، و ذوالفقار کج می آید
 آمین  خدا  برای  اللهم
عجل ولیک الفرج می آید
                                  

[ ۱۳٩٠/٤/٢٥ ] [ ٩:٠٢ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]

از عـصـر قـدیم با تو عهدی دارم
وز نام شما به کام شهدی دارم
ایــام ولادتــت امـــام حـــاضـــر
بـر لب شب وروز ذکر مهدی(عج)دارم

[ ۱۳٩٠/٤/٢٥ ] [ ٩:٠۱ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]

عمری است که در سوز غم فاطمه هستی
دلسوخته ی عمر کم فاطمه هستی
من مطمئنم روز ظهورت اول
در فکر بنای حرم فاطمه هستی

[ ۱۳٩٠/٤/٢٥ ] [ ٩:٠٠ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]

از لطف دعایت از بلا حفظ شدیم

از شر تمام فتنه ها حفظ شدیم

ای معنی یابن السنن المشهوره

برگرد دعای ندبه را حفظ شدیم



[ ۱۳٩٠/٤/٢٥ ] [ ۸:٥٩ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]

دیدید که عمرمان سر آمد آقا

 

از غصه زوارمان در آمد آقا

 

یک وعده دعای ندبه با صبحانه

 

این کار ز دستمان بر آمد آقا

 

[ ۱۳٩٠/٤/٢٥ ] [ ۸:٥۸ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]

آذین بسته شهر برای شما  ولی

اصلا خبر نشد ز عشق خدا  ولی



من دلخوشم دوباره به این زرق و برق ها

این زرق و برق ها که ندارد صفا  ولی



شکر خدا کنیم که در کوچه های شهر

حرف از شما شده  - آقا بیا – ولی



((این جشن ها برای من آقا نمی شود))

جشن بدون تو اصلا چرا؟  ولی



بگذار که ریسه ببندند برایتان

بگذار برقصند به پای  شما ولی



این انتظار به رقص و آوارز کی شود ؟

باید دعا کنیم که یا ربنا .... ولی  



ما بی خیال غیبت و روز ظهورتان

ما بی خیال ندبه و این جمعه ها  ولی



گفتند می رسی و به دنبال تو بهار

با خنده ای به گونه ی این شیعه ها  ولی



یک روز می رسی منتقم عشق ما حسین

ای تک سوار ، یوسف زهرای ما  ولی



احساس می کنم که روضه به پا شود

با صحبت از حسینِ ِتو و کربلا  ولی



ای کاش که عمه زینبتان را نمی زدند

ای کاش نمی زدند به نیزه .... خدا- ولی ...

[ ۱۳٩٠/٤/٢٥ ] [ ۸:٥٧ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]

وقتی دوباره پُر شده از بُت جهانمان
شرک است، ذکر نام خدا بر لبانمان!

اهریمنانه باعث شرمِ خدا شدیم
گُم باد،از صحیفة عالم، نشانمان

نفرین به ما، به خاطر یک لقمه بیشتر
وا شد به سوی هر کس و ناکس، دهانمان

تیر و کمان، به دست گرفتیم تا مباد
غرق پرنده‌ها بشود آسمانمان

در فکر طرح وسوسة سیب دیگری‌ست
شیطان، هم او که جا زده خود را میانمان

وقت حضور توست، مخواه آخرین امید
بی‌قهرمان تمام شود این داستانمان 
                                     

[ ۱۳٩٠/٤/٢٥ ] [ ۸:٥٢ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

سلام بر تو ای دعوت کننده ی خدا و داننده ی نشانه های او ... سلام بر تو ای درگاه رحمت پروردگار و ادا کننده ی دِین او.ای جانشین خداوند ای یاور حق پروردگار ای نشانه ی خدا  ای اراده ی حق  ای پیرو قرآن و ترجمان کتاب پروردگار.

سلام بر تو در لحظات روز و شبت ای باقیمانده از خدا بر روی زمین  ای که خداوند تو را با ما پیمان بست و تاکید کرد.

ای که خداوند تو را وعده داد و ضمانت کرد.  ای رایت افراشته ! ای علم فراگیر! ای رحمت گسترده ! ای وعده ی خلاف ناپذیر !

سلام بر تو آنگاه که بر میخیزی . آنگاه که نشسته ای . آنگاه که می خوانی و بیان می کنی. آنگاه که نماز می گزاری و قنوت می گویی. آنگاه که به رکوع و سجده می روی. آنگاه که تکبیر و تهلیل بر لب می آوری. آنگاه که سپاس می گویی و استغفار می کنی.آنگاه که صبح را به شب می رسانی.

سلام بر تو هنگامیکه صبح رابه شب و شب را به صبح میرسانی. سلام بر تو هنگامیکه شب همه جارا فرا می گیرد و هنگامیکه روز ، آشکار می شود.سلام بر تو ای امامِ امان داده شده! ای آروزی از قدیم ! تمامی سلام ها بر تو باد !

مولای من تو را شاهد میگیرم که من به یگانگی خداوند گواهی داده ام که هیچ شریکی ندارد و ایمان دارم که محمد عبد و فرستاده ی اوست و هیچ کس محبوب تر از او و خاندانش نیست. شاهد باش ای سرورم که میدانم علی و فرزندانش حجت های خداوندند.

حسن و حسین ، علی بن حسین ، محمد بن علی ، جعفر بن محمد ، موسی بن جعفر ، علی بن موسی ، محمد بن علی ، علی بن محمد و حسن بن علی حجت خدایند و گواهی می دهم که تو حجت خدایی. شما ابتدا و انتهای خلقت اید و بازگشت دوباره ی شما حقیقت دارد و در آن هیچ شکی نیست. شما روزی باز خواهید گشت در آن روز تنها کسانی به منفعت می رسند که از قبل ایمان آورده باشند و از ایمان خود خیری به دست آورده باشند.

گواهی میدهم که مرگ حقیقت دارد . نکیر و منکر حقیقت دارند . پراکنده شدن  انسان ها در روز جزا حقیقت دارد . برخاستنِ دوباره ی انسان ها از قبر حقیقت دارد . عبور از پل صراط حقیقت دارد. اینکه خداوند در کمین گنهکاران است حقیقت دارد.میزانِ عدل الهی حقیقت دارد . محشور شدن درروز قیامت ، حسابرسی اعمال ، بهشت و دوزخ ، و وعده و وعیدهای درباره ی آنها حقیقت دارد.

مولای من هر که با شما مخالفت ورزید نگون بخت شد و هر که پیروی تان کرد به سعادت رسید. پس شهادت بده آنچه را که من

در پیشگاه تو شهادت دادم. من دوستدار توام واز دشمنانت بیزار. حق هر آن چیزی ست که شما و خاندانتان به آن رضایت دهید و باطل هر آنچه شما از آن دوری جویید. نیکی همان است که شما به آن امر کرده اید و بدی آن است که شما از آن نهی فرموده اید. روح من به خداوند ایمان دارد که یگانه است و بی شریک  و به رسول و امیر المومنین مومن ام و به شما و خاندانتان از ابتدا تا انتها.  برای یاری تان مهیا شده ام و تمام عشقم خالصانه برای شماست.آمین 
(التماس دعا برای مترجم)

[ ۱۳٩٠/٤/٢٥ ] [ ۸:٥٠ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]

[ ۱۳٩٠/٤/٢٥ ] [ ۸:٤۸ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]

سلام، مهدی…

سوخته دلانیم، فراهم آمده ایم تا در مبارک میلادی اینچنین، شادمان از شکفتن مولودی آنچنان فریاد بر آوریم  “یا ایّها العزیز مسنّا و اهلنا الضّر و جئنا ببضاعة مزجاه”

ای عزیز مصر وجود، مالک رقاب مُلکِ دل، ما برادران یوسف را مانندیم که دوری مان از تو، و نه دوری تو از ما به اضطرارمان افکنده و بضاعت نا چیزمان گوهر گرانبهای محبت توست که خود تو ارزانیمان داشته ای.

بتو پناه آورده ایم و از تو می خواهیم که بر ما تصدق نموده و پیمانه های کوچکِ دلمان را از چشمه سار ولایتِ خود لبریز نمائی.

چه کم گردد تو را دارای خرمن اگر رحمی کنی بر خوشه چینی

شنیده ایم امام علیه السلام پدر مهربان است. شنیده ایم دریای دل مهربانش به کوچکترین پیام محبتی موج بر میدارد و تمامی فرزندان خود را رهین لطف و کرمش می سازد.

پس دوستداران امام زمان، بیائید با هم یکدل و یکصدا پیام ارادت و محبتمان را در گلبونه ی سلامی بپیچیم و به آستان حضرتش تقدیم داریم که او”خود”حاضر و ناضر بر اعمال ماست و پیاممان را می شنود و سلاممان را بی واسطه جواب کرامت می فرماید. پس به او سلام میکنیم و از آستان مقدسش اذن دخول می طلبیم

السلام ُ علیکَ یا ولیّ الله…اِئذَن لِوَلیّکَ فی الدُّخولِ اِلی حَرَمِک…

گوش هوشتان را بگشائید!… دوستان چشم دل باز کنید!… این آوای ملکوتی پاسخ اوست که هوش از سر می رباید و این دستانِ خدائی اوست که آغوش گشوده، هر گم کرده راهی به حرم ولایت فرا می خواند و این عطرِ گُلِ نوشکفته وجودِ اوست که مشام جان را نوازش می دهد.

منتظرین امام زمان، هم اکنون که به بوی او معطّر شده اید و انشاء الله به حرم امن ولایتش اذن دخولتان داده است. پس به احترام قدومتان و برای شادمانی دِلتان چشمانمان را فرش میکنیم و گُل، نثار قدومشان مینمائیم.

 

[ ۱۳٩٠/٤/٢٥ ] [ ۸:٤٧ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]

من بی تو در این دیار خواهم پوسید
پاییزم و بی بهار خواهم پوسید
چشمی به در و چشم به راهت دارم
با این همه انتظار خواهم پوسید

[ ۱۳٩٠/٤/٢٥ ] [ ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]

شاید این دفعه بیایی و زمین تر باشد

 حال این مزرعه ی سوخته بهتر باشد

 

شاید این بار که از شهر می آیی در ده

 خاک آبستن یک حاصل دیگر باشد

 

مردم از بس که برای تو نوشتم برگرد

 فقط ای کاش که این دفعه ی آخر باشد

 

شاید این بار خدا خواست وَ تا برگشتی

 صبح با چادر گلدار دم در باشد

 

مردم از بس که خبر های بد آورد کلاغ

بزند پشت در این بار کبوتر باشد!

[ ۱۳٩٠/٤/٢٢ ] [ ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]

ایجاز شاعرانه ی چشم تو تا کنون

 ما را کشانده است به اعجازی از جنون

 

هر روز در هوای تو پرواز می کنیم

هر روز می شویم چو خورشید ، سرنگون

 

تا آستین به قصد تو بالا زدیم شد

شمشیرهای تشنه به خون از کمر برون

 

باید امید هر چه فرج را به گور برد

بیهوده می بری دل ما را ستون ستون...

 

این شعر هم ردیف غزل های چشم توست

زخمی نزن که قافیه افتد به خاک و خون

[ ۱۳٩٠/٤/٢٢ ] [ ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]

یوسف، ای گمشده در بی سر و سامانی‌ها

 این غزل‌خوانی‌ها، معرکه‌گردانی‌ها

 

سر بازار شلوغ است، تو تنها ماندی

همه جمعند، چه شهری چه بیابانی‌...ها !

 

چیزی از سوره یوسف به عزیزی نرسید

 بس‌که در حق تو کردند مسلمانی‌ها

 

همه در دست ترنجی و از این می‌رنجی

که به نام تو گرفتند چه مهمانی‌ها

 

پیرهن‌چاک و غزل‌خوان و صراحی در دست

خوش به حال تو و نیمه‌شب زندانی‌ها

 

خواب دیدم که زلیخایم و عاشق شده‌ام

ای که تعبیر تو پایان پریشانی‌ها

 

عشق را عاقبت کار پشیمانی نیست

این چه عشقی است که آورده پشیمانی‌ها

 

این چه شمعی است که عالم همه پروانه اوست

این چه پروانه که کرده است پر‌افشانی‌ها

 

یوسف گمشده دنباله ی این قصه کجاست

 بشنو از نی که غریبند نیستانی‌ها

[ ۱۳٩٠/٤/٢٢ ] [ ٩:٥٧ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

اشعار خود را برای درج در این بانک عاشورایی برایم در ایمیل بفرستید یا همینجا کامنت بگذارید.
موضوعات وب
امکانات وب
free counters