بانک اشعار مهدوی
هر گونه نقل و برداشت از این وبلاگ آزاد است( سعیدی راد )1

خورشید ظاهر می‌شود روزی
بهار از پشت چشمان تو ظاهر می‌شود روزی
زمین با ماه تابانت، مجاور می‌شود روزی
صدایت می‌رسد از پشت پرچین‌ها و دالان‌ها
سکوت راه، در گامت مسافر می‌شود روزی
به جز رنگین‌کمان در شهر، دیواری نمی‌ماند
خدا در کوچه‌های شهر، عابر می‌شود روزی
بیابان‌ها به گِرد کوه‌ها چون تاک می‌پیچند
زمین، سرمست از این رقص مناظر می‌شود روزی
تمام برکه‌ها را خوی دریا می‌دهی ای ماه
درخت از شوق تو مرغ مهاجر می‌شود روزی
ترنج آفرینش، قصری از آیینه خواهد شد
حریر نور و گل، فرش معابر می‌شود روزی
بُتان بر شانة محراب و منبر سایه افکندند
تو می‌آیی، خدا سلم منابر می‌شود روزی
چه باک از طعنة ناباوران؟ ما خوب می‌دانیم
که شب می‌میرد و خورشید ظاهر می‌شود روزی
سمند نور، زلف تیرگی‌ها را برآشوبد
به فرمانی که از چشم تو صادر می‌شود روزی
تو باقی ماندة حقی، به زیتون و زمان سوگند
تمام عصرها با تو معاصر می‌شود روزی
در و دیوار، دیوان غزل‌های تو خواهد شد
و حتی سنگ، با نام تو شاعر می‌شود روزی

[ ۱۳۸۸/٦/٧ ] [ ۱:۳٤ ‎ب.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

اشعار خود را برای درج در این بانک عاشورایی برایم در ایمیل بفرستید یا همینجا کامنت بگذارید.
موضوعات وب
امکانات وب
free counters