بانک اشعار مهدوی
هر گونه نقل و برداشت از این وبلاگ آزاد است( سعیدی راد )1

آه، ای بهار گُمشده...!
با چتر آبی‌ات به خیابان که آمدی
حتماً بگو به ابر، به باران، که آمدی
نم‌نم بیا به سمت قراری که در من است
از امتداد خیس درختان که آمدی
امروز، روز خوب من و، روز خوب توست
با خنده‌رویی‌ات بنمایان که آمدی
فواره‌های یخ‌زده یک‌باره واشدند
تا خورد بر مشام زمستان که آمدی
شب مانده بود و هیبتی از آن نگاه تو
مانند ماه تا لب ایوان که آمدی
زیبایی رها شده در شعرهای من!
شعرم رسیده بود به پایان که آمدی
پیش از شما خلاصه بگویم ادامه‌ام،
نه احتمال داشت، نه امکان، که آمدی
گنجشک‌ها ورود تو را جار می‌زنند
آه ای بهار گُمشده... ای آنکه آمدی!

[ ۱۳۸۸/٦/٧ ] [ ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

اشعار خود را برای درج در این بانک عاشورایی برایم در ایمیل بفرستید یا همینجا کامنت بگذارید.
موضوعات وب
امکانات وب
free counters