بانک اشعار مهدوی
هر گونه نقل و برداشت از این وبلاگ آزاد است( سعیدی راد )1

طلوع مى کند آن آفتاب پنهانى
 زسمت مشرق جغرافیاى عریانى
 دوباره پلک دلم مى پرد، نشانه چیست؟
 شنیده ام که مى آید کسى به مهمانى
 کسى که سبزتر است از هزار بار بها
ر کسى، شگفت کسى، آن چنان که مى دانى
 تو از حوالى اقلیم هر کجاآباد بیا
 که مى رود شهر ما رو به ویرانى
 در انتظار تو تنها چراغ خانه ماست
 که روشن است در این کوچه هاى ظلمانى
 کنار نام تو لنگر گرفت کشتى عشق
 بیا که نام تو آرامشى است توفانى

[ ۱۳۸۸/٦/۸ ] [ ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

اشعار خود را برای درج در این بانک عاشورایی برایم در ایمیل بفرستید یا همینجا کامنت بگذارید.
موضوعات وب
امکانات وب
free counters