بانک اشعار مهدوی
هر گونه نقل و برداشت از این وبلاگ آزاد است( سعیدی راد )1

هر شب
کسی در من خواب می‌بیند
که فرد
حادثه‌ای بالغ
زمین را می‌لرزاند
فرد
نخستین روز آفرینش
دیگر بار طلوع می‌کند
و خد
ـ با شش اشارت ـ٭
خلقت را بشارت می‌دهد
فرد
اسبی بال‌دار
از آسمان اُسطوره نازل می‌شود
و تمام پرستوهای رُفتگر ر
از کوچه‌های حقارت می‌تکاند
و در وسعت بی‌نیازی
پرواز می‌دهد.
فرد
همه درختان اصالت بال درمی‌آورند
و طراوت ر
در حیاط کوچک همه خانه‌های عطش
آب می‌پاشند.
فرد
دستان نحیف هیچ شاخه‌ای
به دریوزگی بادهای هرزه
آبروی خویش را پُل نمی‌بندد
و خورشید
ـ در چهار سوی گیتی
سخاوت خویش ر
سکه می‌زند.
فرد
بیداری ظهور می‌کند و
چشمان ظلمت کور می‌شود
و عشق
 بر چکاد آزادی
پرچم خود را به اهتزاز درمی‌آورد.
هر شب
کسی در من خواب می‌بیند
که فرد
حادثه‌ای سپید
دهان باز می‌کند
و هر چه سیاهی‌ست
در خود فرو می‌بلعد.
پی‌نوشت:
٭ به روایتی خداوند جهان را در شش روز آفرید.

[ ۱۳۸۸/٦/۸ ] [ ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

اشعار خود را برای درج در این بانک عاشورایی برایم در ایمیل بفرستید یا همینجا کامنت بگذارید.
موضوعات وب
امکانات وب
free counters