بانک اشعار مهدوی
هر گونه نقل و برداشت از این وبلاگ آزاد است( سعیدی راد )1

نام‌ تو را بردم‌ ای‌ شعلة‌ شوریده‌ حال‌

روی‌ لبانم‌ شکفت‌، چشمة‌ شعری‌ زلال‌

 

چشمة‌ نوری‌ کز آن‌ می‌ شود از خود گریخت‌

مثل‌ گل‌ رازقی‌، مثل‌ گل‌ پامچال‌

 

نام‌ تو را بردم‌ و داغ‌ دلم‌ تازه‌ شد

داغ‌ غریبانه‌ ات‌، کرده‌ مرا پایمال‌

 

بی‌ خبر از حال‌ تو، گم‌ شده‌ام‌ در خودم‌

روز و شب‌ من‌ گذشت‌ ، در صدفی‌ از خیال‌

 

سرد و سیاه‌ است‌ این‌ سایة‌ موهوم‌ شهر

کاش‌ اذان‌ سر دهد بر لب‌ بامم‌ بلال‌

 

چشم‌ به‌ در مانده‌ام‌ بی‌ تو در این‌ غمکده‌

زخم‌ به‌ جان‌ می‌ زند در غم‌ تو ماه‌ و سال‌

 

راه‌ به‌ جایی‌ نبرد، بی‌ تو غریب‌ بزرگ‌!

با تو فقط‌ می‌ رسد راه‌ به‌ سوی‌ کمال‌

[ ۱۳۸۸/٦/۱٠ ] [ ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ ] [ عبدالرحیم سعیدی راد ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

اشعار خود را برای درج در این بانک عاشورایی برایم در ایمیل بفرستید یا همینجا کامنت بگذارید.
موضوعات وب
امکانات وب
free counters