فیض کاشانی

ای قصه بهشت ز کویت حکایتی
شرح نعیم خلد ز وصلت روایتی
علم وسیع خضر ز بحرت علامتی
آب حیات معرفتترا کنایتی
انفاس عیسی از نفست بود شمه‌ای
تعمیر عمر نوح، تو را بود آیتی
کی عطرسای مجلس روحانیان شدی
گل را اگر نه بوی تو کردی رعایتی
هر پارهاز دل و از غصه قصه‌ای
هر سطری از خصال تو وز رحمت آیتی
تا چند ای امامبسوزیم در فراق
آخر زمان هجر شما را نهایتی
در آرزوی خاک درش سوختیم ما
یادآور ای صبا که نکردی حمایتی
ای فیض عمر رفت و ندیدی امام را
صد مایهداشتی و نکردی کفایتی

/ 0 نظر / 9 بازدید