عباس خوش عمل

آزادی جاوید
تو آن روزی که از راه آمدی، من عید را دیدم
به جان عاشقان، نوری که می‌تابید را دیدم
ز لوح سینه‌ها، مضمون بکر عشق را خواندم
به دل‌ها، جلوة پایندة امید را دیدم
سر هر کوچه‌ای، هر رهگذاری، هر خیابانی
جوانی، کودکی، پیری که می‌خندید را دیدم
سرور کاکلی‌ها در سماع وجد روحانی
نشاط لاله‌های سرخ و رقص بید را دیدم
پس از عمری به ظلمت خو گرفتن، ناله سر دادن
تبسم‌های زیبای گل خورشید را دیدم
اماما! جاودان زی ـ جاودان، ایمن ز آفت‌ها
ره آورد تو، این آزادی جاوید را دیدم

/ 0 نظر / 8 بازدید