پانته‌آ صفایی بروجنی

غروب جمعه
غروب جمعه رسیده‌ست و باز تنهایی
غروبِ این همه غربت، چرا نمی‌آیی؟
زمین به دور سرم چرخ می‌زند، پس کی
تمام می‌شود این روزهای یلدایی؟
کجاست جاذبه‌ات آفتاب من؟ خسته‌ست
شهاب کوچکت از این مدار پیمایی
کبوترانه دلم را کجا روانه کنم؟
کجاست گنبد آن چشم‌های مینایی؟
تمام هفته دلم را به جمعه خوش کردم
غروب جمعه رسیده‌ست و باز تنهایی...

/ 0 نظر / 7 بازدید