ابراهیم حسنلو (همدان)

ای شرق، ای چکاد بلند سپیده‌دم
پیشانی بلند زمان؛ نون و القلم
نامت اذان اذان نفسی در تنم روان
رازیشگرف سایه افتاده بر عدم
با قایقی شکسته و فانوسی از امید
آیا عبور می‌کنماز کوره راه غم
در ذهن واژه‌های مقیمان روشنی
هر بازدم شراره شعری دمادمم
ای نطق مهر آینه باران هزارسو
از آبروی جان تو گیتی است محترم
زیباتریننمایه و آیین زندگی
هرجا خداست، یاد تو هم می‌شود رقم

/ 0 نظر / 7 بازدید