حسنا محمدزاده

حالت عرفانی به پیشگاه والای امام عصر «عج »

پلک  بر هم زدی و شهر چراغانی شد
ماه ، دیوانه ی آن حالت عرفانی شد

قل هوالله احد گفتی و همپای ِاذان
خاک ، آکنده از آن لهجه ی قرآنی شد

ماهی ِ عشق ، در آرامش اقیانوست
دل به امواج زد و صخره ی مرجانی شد

دکمه ی پیرهنت بین کتابم جا ماند
نخ به نخ شعر شد و مایه ی حیرانی شد

یوسف ، آزاد شد از چاه ِ حسادت  ، اما
گوشه ی دهکده ای گمشده زندانی شد

مومیایی شده در مصر، خدایی دیگر
دل ِ یعقوب همان گونه که می دانی شد

حال هر کلبه ی برفی ، لب ِ کوهستانت
رقت انگیز تر از خواب ِ زمستانی شد.

 

عرق ِ شرم ِ پدر ... آب و کمی نان بیات
مشقِ هر روزه ی هر طفل دبستانی شد

آه ِ برخاسته از دودکش ِ همسایه
در سر ِ پنجره ها مایه ی ویرانی شد

بادها متفق القول ، شهادت دادند
گل سرخ از شب هجران تو قربانی شد

پشت هم می شکند شاخه ی زیتون و انار
باغبان ! باز هوا ابری و طوفانی شد

باد با خود نَبَرد لانه ی زنبوران را ؟!
گل ِ من ! وعده ی دیدار تو طولانی شد

شهد چشمان تو ، یک روز عسل خواهد شد
گرچه کندو پر از آهنگ پریشانی شد

زندگی نامه ی آیینه پر از ابهام است
نور ، آشفته ی آن تابش پنهانی شد

هیچ کس از دل و جان درد تو را درک نکرد
گرچه شعبان شد و هر کوچه چراغانی شد

/ 5 نظر / 18 بازدید
حسنا محمدزاده

زردند ولی هنوز هم جان دارند بر صبح دمیدن تو ایمان دارند از بسکه به چشمان ترم زل زده اند این پنجره ها عذاب وجدان دارند 2 شمشير برهنه ،آسمان ،مرد،زمين تلفيق هزار بغض و يك درد،زمين از كعبه به سوي كربلا جاري شد ما را به كجاي قصه آورد زمين 3 مي خواست خدا ماه خيالي باشي مهمان غروب اين حوالي باشي از خون حسين ريخت در رگ هايت تا مظهر يك عشق جلالي باشي

یاسر

سلام بسیار زیباست شعرتان....

اسلام

تبریک میگم عالی بود امیدوارم نمونه های دیگرنیز از شما ببینیم

غافل

سلام.رمضانتان مبارک وب خوبی دارید.خوشحال میشم به اشعار من هم سر بزنید ولینک متقابل داشته باشیم