محمدتقی اکبری

  در آ موعود...
در آ موعود! حُسن مطلع این شعر، نام توست
و با هر واژه ضرباهنگ خوش آهنگ گام توست
سرانگشتانم از موسیقی الهام تو رقصان
و این گُل نغمه‌ها آکنده از عطر کلام توست
مرا آتش نزد این مستی جام از پی هر جام
که افروزندة این دور بی‌فرجام، جام توست
بیاور فصل‌ها را بویی از اردیبهشت عشق
شمیم این شقایق‌زارها، مست از مشام توست
غروبی آفتابی شو که آیینه در آیینه
تمام چشم‌ها مشتاق خورشید هُمام توست
پر از رنگین‌کمان است آسمان در رقص پرچم‌ها
برافراز آن شکوه سبز را، گاهِ قیام توست
ببین منظومه‌های آفرینش رو به پایانند
سراپا شور! گُل کن، نوبت حُسن ختام توست

/ 0 نظر / 8 بازدید