آیت‌الله محمد جواد خراسان

تو مپندار
تو مپندارکه آن شاه ز یاران دور است
یا مپندار که در پرده رخش مستور است
کو نه غافلبود از دوست که در صحبت اوست
غافل آنست که از پرتو لطفش دور است
گرچه غایب زنظر گشت پی مصلحتی
لیک الطاف خفی‌اش همه جا موفور است
حق همی از نظر خلق نهاناست ولی
او ز هر چیز عیان‌تر بود و مشهور است
آن که حق را نشناسد بود ازکوردلی
ور نه هر چیز به تدبیر خدا مقهور است
شاه در پرده و لطفش همه از پردهبرون
نور وی فاش‌تر از نور درخت طور است
غیبت از او نبود غیبت ما هست ازاو
او نه مستور بود، دیده ما بی‌نور است
همچو آن کور که از دیدن خور٭ محروماست
او ز خور غایب و گوید که خور از ما دور است
ای جواد آن که نه رو بیند ونی پرتو رو
کور دل هست و ز، نادیدن خود معذور است
٭ خور: خورشید

/ 0 نظر / 12 بازدید