محمد حسین انصاری نژاد

آدینه های دلگیر،با روی ارغوانی

رفتند بی شکوفه،ماندیم استخوانی

برماه چشم بستیم،تندیس«من»شکستیم

شایدشبی بیایی،زیبای آسمانی!

سرگشتۀ کویریم،موسای شوق برگرد

یک«طور»،اضطرابیم،ازبانگ«لن ترانی»

این پنج شنبه رانیز،برپلکان پاییز

کردیم درهوایت،این گونه نغمه خوانی:

آمد مسیح ناگاه،سیصد سوار گل داد

چتر ظهور واکرد،اسطوره ای جهانی!

یک جمعۀ دوباره،یک ناگهان ستاره

وقت است جشن گل ها،تقسیم مهربانی!

باذوالفقار درکف،قرآن چهره بگشا

تاشعله ورترآید،سودای جانفشانی!!

چشم وچراغ من،تو!مفهوم داغ من تو

تقدیم خاک پایت،این شروۀ شبانی!

/ 0 نظر / 11 بازدید